مام صادق(ع) به من لبخند می زند
کم کردن فاصله میان تعادل و تعالی
"آرام در زد. اما جوابی نشنید. دوباره در زد. جوابی نیامد! سر و صدا آن قدر زیاد بود که انگار کسی نمی شنید. پیرمرد این بار محکم تر از قبل کوبه ی در را کوبید".
به گزارش روابط عمومیِ مؤسسه یِ انتشارات قدیانی، کتابِ 10 قصه از امام صادق(ع)- برای بچهها- نوشته ی مجید ملامحمدی، در یک مجلد 128 صفحه ای روانه بازار کتاب شد.
"سر و صدای مردم بلند شد. درست مثل جیک جیک گنجشک های اول صبح که نامفهوم و قاتی پاتی است. درست نمی شد فهمید آنها چه می گویند و بالاخره یک مرد تنومند، همه را ساکت کرد. بعد جلو دوید و به جام شیشه ای خوب نگاه کرد. سپس با هیجان زیاد رو به مردم گفت:"جعد راست می گوید، من حرفش را باور کردم. او یک پیامبر است، با یک معجزه ی عجیب و غریب!"دانستن قصه ها و روایات انبیا در ارتباط با مردم، می تواند مفهوم نزدیکی ائمه را با ما، با نسل جوان و علاقه مندان به این دست کتاب ها برساند. این نزدیکی و برقراری ارتباط به غیر از به وجود آوردن مفاهیم ارزشمند و کم کردن فاصله میان تعادل و تعالی، راه روشنی است که پیش روی انسان قرار می گیرد.
این مجموعه که در ده فصل با عناوین:" همسایه ی مردم آزار،از تو حرکت!، امام به من لبخند نزد، جام شیشه ای و معجزه، در خرابه های شهر، مردی در تنور آتش، مگسی که از خلیفه نمی ترسید، به دنبال خانه¬ی دوست، جدال در محله، آخرین سفارش، تهیه و تنظیم شده و با تصویرگری های سیدحسام الدین طباطبایی همراه است، می تواند در کنار قصه های آسمانی و روایت هایی که از امام صادق(ع) در ارتباط با مردم است مسائل اخلاقی و انسانی بیشماری را به نسل جدید بیاموزد.
منبع : [برای دیدن لینک ها ابتدا باید عضو انجمن شوید. برای ثبت نام اینجا کلیک کنید...]
برچسب:
نویسنده: محمد رضا جوادیان